خرید بک لینک
ای شب از رویای تو رنگین شدهسینه از عطر تو هم سنگین شدهای به روی چشم من گسترده خویششادیم بخشیده از اندوه بیشهمچو بارانی که شوید جسم خاکهستی ام ز آلودگی ها کرده پاکای طپش های تن سوزان منآتشی در سایه مژ

برچسب: نویسنده: فاطمه جعفری تاريخ: سه شنبه 16 بهمن 1397 ساعت: 2:25

قاصدک! هان، چه خبر آوردی؟از کجا وز که خبر آوردی؟ خوش خبر باشی، اما، اما گرد بام و در من بی ثمر می گردی انتظار خبری نیست مرا نه ز یاری نه ز دیار و دیاری باریبرو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس برو آن

برچسب: نویسنده: فاطمه جعفری تاريخ: سه شنبه 16 بهمن 1397 ساعت: 2:25

داد خود را به بیدادگاه خود آورده ام
همین
نه
به کفر من نترس
کافر نمی شوم هرگز
زیرا به نمی دانم های خود ایمان دارم
- انسان و بی تضاد ؟ -
خمره های منقوش در حجره های میراث
عرفان لایت با طعم نعنا
شک دارم به ترانه ای که زندانی و زندان بان با هم زمزمه میکنند

برچسب: نویسنده: فاطمه جعفری تاريخ: سه شنبه 16 بهمن 1397 ساعت: 2:25

ای ساربان آهسته رو کآرام جانم میرود وآن دل که با خود داشتم با دلستانم میرود من ماندهام مهجور از او بیچاره و رنجور از او گویی که نیشی دور از او در استخوانم میرود گفتم به نیرنگ و فسون

برچسب: نویسنده: فاطمه جعفری تاريخ: سه شنبه 16 بهمن 1397 ساعت: 2:25

چرا رفتی چرا من بی قرارم به سر سودای آغوش تو دارم … . . نگفتی ماه تاب چه زیباست ندیدی جانم از غم نا شکیباست چرا رفتی چرا من بی قرارم به سر سودای آغوش تو دارم خیالت گرچه عمری یار من بود امیدت گرچه د

برچسب: نویسنده: فاطمه جعفری تاريخ: سه شنبه 16 بهمن 1397 ساعت: 2:25

پایان هر عشقی شاید تنفر باشه

ولی بی گمان پایان هر دوست داشتن، تنها ترک کردنه

برچسب: نویسنده: فاطمه جعفری تاريخ: سه شنبه 16 بهمن 1397 ساعت: 2:25

ترسم که اشک در غم ما پردهدر شود وین راز سر به مهر به عالم سمر شود گویند سنگ لعل شود در مقام صبر آری شود ولیک به خون جگر شود خواهم شدن به میکده گریان و دادخواه کز دست غم خلاص من آن جا

برچسب: نویسنده: فاطمه جعفری تاريخ: سه شنبه 16 بهمن 1397 ساعت: 2:25

صفحه بندی